');"> ایمان - توکـــــل بــــه خـــــدا

توکـــــل بــــه خـــــدا

 

قلم را دوست دارم و دل را. قلمی که ازتو بنویسد و دلی را که برای تو
بتپد.
آسمان را دوست دارم.آسمانی که تلالو ستاره هایش برق چشمان تو باشد

و(باران را از آن لحظه که چکه چکه بر چتر تو چکید).
داشتن تو و عشق بی مثالت شبیه پرواز پرنده کوچکی است که در فراسوی اوهام،

با بالهایی از جنس خیال، بیهوده بال میزند.
اما تو خیال نیستی.
تو آمده ای و همدل شده ای با چکامه های سبز من و روی پنجره ی غبار گرفته دلم،

عشق را ثبت کرده ای و من،به حرمت و قداست این عشق،
سوگند خورده ام که تا همیشه با تو بمانم و پشت پرچین دست های امن تو،
تنهایی را به دار آویزم. دوستت دارم.

ساحلم بمان همیشه بمان در کنار من که مرا
بجز خدا و تو پشت و پناه دیگر نیست
تو را که خوب وصدیقی و نجیبی هرگز

نمی دهم ازدست
در این جهان که صداقت جواهری بدلیست


نوشته شده در یکشنبه 89/3/23ساعت 11:41 صبح توسط ایمان نظرات ( ) |

 

پیش تو یه جور دیگم. همیشه اینجوریه.

وقتی با توام، وقتی حست می کنم،

وقتی با محبتت منو سیراب می کنی، من یه چیز دیگه میشم.

اونی می شم که فکر می کنم ارزش دوست داشتن تو رو داشته باشه …

با تو آرومم.

یه آرامشی پیدا می کنم که هیچ جای دیگه سراغی نمی شه ازش گرفت.

شور و شوق عجیبی پیدا می کنم.

این احساس رو پیدا می کنم که همه کار ازم بر میاد و قادر به هر کاری هستم

(باور کن دوپینگ که می گن همینه!!!) …

شنیده بودم وقتی کسی عزیزش رو می بینه بهش می گن «چشمات روشن»،

ولی باور کن تا تو رو نداشتم، یا بهتره بگم تا تو برام «تو» نشده بودی معناش رو نمی دونستم …

آره نمی دونستم چه جوریه که با دیدن کسی چشای آدم روشن میشه،

ولی الان می دونم،

چون تو رو دارم و هر وقت که می بینمت این احساس میاد به سراغم …

این حس کهنه شدنی نیست.

 این حسیه که هر چه می گذره قویتر و باارزش تر میشه.

چون این تو هستی که همه کسم و همه چیزم شدی،

 و تو رو با تمام خوبیهات همیشه در کنارم حس می کنم …

چی دارم بگم بیشتر از این.

خودت همه ی حرفای دلم رو می دونی و می خونی.

تموم حرفایی رو که گفتنی و نوشتنی نیستن …

 توی این شب عزیز بیشتر از هر وقت دیگه سلامتیت رو از خدا می خوام،

و اینکه همیشه شاد و موفق باشی …

و تمام دعاهایی رو که فقط تو مثل تمام چیزای دیگه می دونی …

محرم همه ی لحظات من ساحلم ، دوستت دارم با تمام وجودم …

وقتی به من می گوئی نگران نباش

نیستم چون می دانم تو کسی هستی

که وقتی حرف میزنی

به آن نیز عمل می کنی

همیشگی ترینم دوستت دارم


نوشته شده در پنج شنبه 89/3/20ساعت 8:58 صبح توسط ایمان نظرات ( ) |

بهترین واژه ها

قربانی چشمانت

اشتیاق اولین آغاز

صدقه ی راهت

برگ برگ صداقت

هستی بخش کلامت

آتشی ترین عشق ها

پابوس احساست

وتمام اشعارهستی

فدای یک نازنگاهت …

ساحل عمرم

بی تو هرگز

باتوعمری


نوشته شده در چهارشنبه 89/3/19ساعت 7:48 صبح توسط ایمان نظرات ( ) |

گویی که نسیم داغ و آتشین تو این دل دیوانه ی مرا زیر و می کند
گویی که از دوردستها مرا به سوی خود می خواند و آرام در گوش من نجوا می کند
که با دست خیالت مرا به سوی خود بخوان
خسته در بستر خویش می آرامم و چشمان خود را
به روی رویاهای شیرین باز می نمایم
من شکفتن را میخواهم …برکه های دلم را با بودن ماهیهای
عاشق وسرخ می خواهم
بوی غم ودلمردگی نمی خواهم شعله های آغوش تومرا به آرامش می رساند
تو برام سرخ تر از هر گل سرخی و داغ تر از هرآتش سوزانی هستی
من تک درختی عاشق و خاموشم که در بستر سبزه زارها به انتظار بارش باران
عشق تو می نشینم
بر من چه گذشت ؟من خود را غرق در غبار عاشقی می کنم
من در جاده های نمناک دلم به سوی دل بستگی ام میروم در این شهر سکوت سینه ام
در این نغمه های سوزناک دلم میتوان وجود معشوق را حس کرد
که گویی با آوردن نامش تحولی دیگر می بخشد
تمام معبرها را برای ورود عشقش گلباران می کنم
و بالهای بسته خود را به سوی او باز می نمایم
زمزمه عشق را برایش تکرار میکنم و با نوای عاشقانه به او می گویم
ای شبنم لرزان دلم مرا به سوی خود بخوان
من به عاقبتی دگر نیاندیشم
مگر لحظه های طلایی و عطر آگینم که با تو سپری می شود
پرتو مهتابت را از من دریغ مکن…نم نم بوسه های بهاریت را از من دریغ نکن
و مرا در آرزوی دیدار روی زیبایت ناکام مگذار.
عاشقم من عاشق هرچه که نام تودر آن موج می زند

ساحلم همیشه و در همه ساعتی

فقط به تو فکر می کنم و بس

وخوشحالم که تمام لحظه های

مرا پرکرده ای و همیشه با تو هستم


نوشته شده در سه شنبه 89/3/18ساعت 12:10 عصر توسط ایمان نظرات ( ) |

 

تو کاسه شیری
نانی
باران به موقعی
وقتی در اندوه غرق می شوم
یا شادی ام از من بزرگتر می شود
بیا نترس
دهانت را نزدیک ، نزدیکتر بیاور
تا از آن بنوشم
ولحظه ای از دست نرود.

باور کن
حرف آرامم نمی کند
وقتی که در به در پی تو می گردم
یا گوشی تلفن را بر می دارم
وحرکت دستهایم تندتر می شود
حرف آرامم نمی کند!!!

وقتی تو دلتنگی
مگر پیش از خواب وقتی با هم سخت بخندیم و روز را با هم فراموش کنیم!!!
یا گریه کنم تا به خواب روم ...

از تخت خواب و چراغ خواب
از دستان من بپرس
چقدر دوستت دارم...

چقدر به تو و کلام آرام بخشت نیاز دارم

همیشه دوستت دارم

و همیشه دوستت خواهم داشت

ساحلم در هر شرایطی

فقط و فقط به این فکرمی کنم

که تو ساحلم بمانی


نوشته شده در یکشنبه 89/3/16ساعت 9:39 صبح توسط ایمان نظرات ( ) |

<   <<   11   12   13   14   15   >>   >

Design By : Pichak

جاوا اسکریپت

کد ماوس